تبلیغات
مدینه العرفا(نایین) - مشاهیر نایین 1
مدینه العرفا(نایین)
مَـــرّاسی دکتر طبا (شهید چمران)
درباره وبلاگ


این وبلاگ به اهتمام معاونت پرورشی و تربیت بدنی و فرماندهی واحد مقاومت بسیج دبیرستان شهید چمران نایین ، خلیل صارمی نایینی شاعر و نویسنده معاصر راه اندازی شد.
از این پس آثار تحقیقی دانش آموزان در سال 91-90 در زمینه معرفی مشاهیر نایین در این وبلاگ به نام خودشان به تدریج منتشر خواهد شد

مدیر وبلاگ : خلیل صارمی نایینی « ناصر »
تلویزیون آنلاین
سه شنبه 24 مرداد 1391 :: نویسنده : خلیل صارمی نایینی « ناصر »

تحقیق شماره 2


مشاهیر شهرستان نایین


استاد راهنما:اقای خلیل صارمی


محققان:


محمد حسین بنیادی ، محمد رضا عطایی،مهدی اسماعیلی 

و حسین خسروانی


کلاس:102

دبیرستان :چمران

سال تحصیلی:91-1390

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

تقدیر و تشکر:

از جناب آقای خلیل صارمی معاونت پرورشی بزرگوارتشکر میکنیم.


فهرست عناوین

بخش اول :زندگی نا مه ی  حاج سید سعید طباطبایی نایینی

بخش دوم : زندگی نامه ی  دکتر حسین فاطمی نایینی

بخش سوم  : زندگی نامه ی دکتر  غلام حسین مصاحب نایینی

زندگینامه ی حاج سید سعید طباطبایی

کسانی که به مشهد مقدس مشرف شده اند داخل مسجد گوهرشادوجنب منبر بسیار زیبایی که به سبک وسیاق منبر مسجد جامع نایین که سازنده هر دو منبرشاه محمود کرمانی ساخته شده است لوحی فلزی مشاهده خواهند کرد که وقف نامه حاج سید سعید طباطبایی نایینی می باشد سالیان قبل به گفته سالخوردگان اصل وقف نامه خطی درهمین مکان کنار منبر موجود بوده که اکنون در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود.در پیشرفت فکری وروشن بینی رجال نایین همین نکته کافی است که نه تنهاامور سیاسی وعلمی کشور به دست این فرزانگان اداره می شده بلکه تأسیس مراکز آموزشی نیز از دستآورد های حیات رجال نایین می باشد.شهراصفهان با این همه وسعت و آبادانی ومعروفیت باز هم از نظر پیشرفت علمی وتأسیس مدارس جدید به سبک مدارس اروپایی مدیون بزرگ مردی نایینی است که نامش در تاریخ فرهنگ اصفهان جاودانه است .

حاج سید سعید طباطبایی نایینی فرزند سید نصرا.. طباطبایی نایینی درسال 1255شمسی در نایین به دنیا آمد واز دوران کودکی چون در خانواده ای فاضل به دنیاآمده بود در کنار پرورش خانوادگی از محضر علمای نایین درک فیض نموده در اوان جوانی با برادرش میرزا جعفر به اصفهان رفت ونزدیک به 53 سال از عمر خود را در اصفهان گذراند وسپس رهسپار مشهد شد وتا آخر عمر یعنی تا سال 1337شمسی در مشهد ساکن بود ازنکات مهم علمی وفرهنگی زندگی حاج سیدسعید طباطبایی مسافرت وی به عتبات عالیات ودرک محضر آیت ا...نایینی وکسب فیض علمی وغنای فکری وروحی از ایشان بوده که نتیجه آن تصمیم در ارتقای فکر وفهم ودانش اطفال ایران بود که با الطبع سعادت وسلامت جامعه رادرپی خواهد داشت لذا پس از بازگشت به ایران در اصفهان مدرسه گل بهار را تأسیس نمودکه اولین مدرسه به سبک مدارس جدید در استان اصفهان می باشد مرحوم طباطبایی در قسمتی از نظام نامه تا سیس مدرسه گل بهار که از دستاورد های علمی و حیاتی ایشان می باشد به طرح دید گاه های بسیار ارزشمندی می پردازد که برای نشان دادن اوج اهمیت آن قسمتی ازآن عینا درج می شود .
« اجتماعات بشر برای پایداری و برقراری ناگزیر از روحی است که بدون آن زیست ننماید و بر فرض بقا چون جسد بی روحی باشد که حرارت دهر بلکه تبدیلات عناصر آنها را نیست و نابود سازد ملتی که به فلسفه اجتماعات پی نبرده ومعارفش ارتقا نیافته درختی را ماند بی ریشه که خفیف ترین نسیمی آن را از زمین برکند و شاخه هایش را به اطراف پراکنده سازد مدنیت هر قوم متفرع بر اخلاق افراد استتا زمانی که صفات رذیله و عادات ناپسندیده در افراد ملت نفوذ ننموده و در قلوب ایشان جای گیر نگشته باشد قومیت آنها محفوظ و مستحکم ماند ولی به محض آنکه خصلت های نیکوی آن مدینه به در رود و اهالی آن را وداع گوید طوفان های نفاق و شقاق از افق ذلت آن ملت وزیدن کند آشیان ها خراب و آبادی ها را ویران کند چندی نگذرد که از آنملت نام و نشان باقی نماند بلی یگانه حافظ مدنیت و ملیت هر قوم معارف ایشان است که می تواند استقلال ملل مختلفه را در سایه درأ یت خود نگهداری کند و با وجود اختلاف عادات و رسوم و مناسبات آنها را نگاهبان باشد پس بزرگترین خدمت به عالم بشریت ،تمدن و وطن خدمت در راه معارف است که بدین وسیله می توان راه مقصود را به دست آورد .» 
مرحوم طباطبایی با این شیوه و طرز تفکر اقدام به تأسیس مدرسه گل بهار دراصفهان نمود و در سال 1291 شمسی به مدیریت مرحوم حاج سید ضیاء الدین جناب تأسیس چنان مدرسه ای که به شیوه ی مدارس مدرن اداره می شد گامی مهم به شمار می آید آن همدر روزگاری که جهل و فقر و بی سوادی و عدم امکانات بهداشتی و معیشتی و علمی بیدادمی کرد با فقدان کتاب و معلم و از همه مهمتر عدم آگاهی مردم نسبت به ارزش و اهمیت علم و دانش این اقدام قابل تحسین و ستایش می باشد .
دلسوزی و دور اندیشی حاج سیدسعید طباطبایی پس از تأسیس مدرسه باعث شد که برای سهولت دسترسی طالبان علم و دانش وکودکان و نوباوگان به وسایل و ادوات تعلیم و تربیت اقدام به تأسیس چاپخانه گلبهارنمود و خود به تألیف کتاب های مهم درسی همت گماشت و در چاپخانه ای که تأسیس کردهبود به چاپ می رساند و در مدرسه ای که تأسیس کرده بود تدریس می کرد .تأسیس مدرسه وچاپخانه گل بهار تنها اقدام فرهنگی مرحوم طباطبایی نبوده است این بزرگ مرد در راه برگزیده خود به حدی شایق وکوشا بود که وسعت وکثرت دانش آموزان باعث افزایش شعباتی بر مدرسه گل بهار شد.ودر اندک زمانی بیش از 3000دانش آموز در مدرسه گل بهار تربیت شدند وعلاوه بر شعبات مدرسه گل بهار مؤسس وبانی واحیاء مدارس ذیل در اصفهان گردید.
1-مدرسه نوریه:سال تأسیس 1287شمسی با مدیریت حاج سید سعید طباطبایی وهمت شیخ ابراهیم دری نزدیک دروازه حسن آباد
2-مدرسه ترقی:سال تأسیس1288شمسی در محل منزل معین الشریعه مقابل درب امامزاده احمد اصفهان
3-مدرسه گل بهار:سال تأسیس1291شمسی به مدیریت مرحوم ضیاءالدین جناب در محله گل بهار که بیانشد
4-مدرسه باقریه:در سال1288شمسی به مدیریت سید هاشم عدنانی احیاء وجزءشعبات گل بهار گردید(مدرسه فوق به همت حاج میرزا باقرخان مشیرالملک نایینی تأسیس شد)
5-مدرس اناث گل بهار در سال 1294شمسی جهت تعلیم وتربیت دختران وبه مدیریت بی بی خانم جناب تأسیس شد.
6- مدرسه بلدیه در سال 1294 که تحت نظامت میرزا حسن خان بود شعبه گل بهار در محله چهارسوق گردید.
7- مدرسه احمدیه در سال 1296 در محله مسجد شاه با مدیریت حاج سید سعید افتتاح و به نام شعبه گل بهار موسوم وبه فعالیت خودادامه داد.
8-مدرسه شهشهانی در سال 1296در نزدیکی محله شهشهان با مدیریت آمیرزاعباس نحوی جزء شعبات گل بهار گردید.
این فقط فهرست مدارس اصفهان بود که به دست حاج سید سعید طباطبایی نایینی تأسیس شده است از دیگر اقدامات ارزشمند ایشان تأسیس اکابرمجانی است که تحت حمایت شرکت علمیه گل بهار تأسیس گردیده است .گذشته از مراکز آموزشی مرحوم طباطبایی قرائت خانه ای با همت مرحوم جناب در سال 1293 به صورت مجانی تأسیس کرد همچنین چاپخانه گل بهار بسیاری از کتاب های ارزشمند علمی را به صورت سنگی چاپ کرده است.ایشان پس از مهاجرت به مشهد نیز در کنار آستان مقدس امام رضا(ع)کتابخانه مسجدگوهرشاد را تأسیس کرد ومجموعه نفیس کتابخانه شخصی خودرا که بالغ بر5000جلد کتاب خطی وچاپی بود بر آن وقف کرد تاعلاقه مندان علم ودانش از آن بهره مند شوند .حاج سیدسعید طباطبایی پس از عمری تلاش در راه نشر معارف در سن 72 سالگی در دیماه 1337شمسی وفات یافت.ودر پایین کتابخانه مسجد گوهرشاد به خاک سپرده شد.اگر از مراتب وطن دوستی وفضیلت وخیرخواهی حاج سیدسعید طباطبایی گفته شد شگفت نیست چراکه پرورش یافته دامان مادری خیرخواه ودور اندیش ودلسوز بود.ونمونه اثر خیر این بانوی فرزانه آب انباری است که در فاصله بین دروازه چهل دختران ودروازه پنجاهه جنب مجتمع مسکونی ثامن الحجج به نام این بانوی نیکوکار (آب انبار سلطان)بنا نهاده شده است.

زندگی نامه ی دکتر حسین فاطمی نایینی

زندگانی دکتر حسین فاطمی  | عکس و تصاویر | www.Tarikhema.ir

دردهم محرم سال 1296هجری شمسی پس از سه پسر ویك دختر آخرین فرزند سیف العلما روحانی خوش نام نائینی وسیده طوبی چشم به جهان گشود و نام او را حسین  گذاشتند.

حسین از از كودكی استقلال ذاتی و اتكا به نفس خاصی داشت و غالبا لجاجت و كله شقی وی موجب اصطكاك وی با هم سالانش بود كه با پادرمیانی بزرگترها حل می شد.او پس از ورود به دبستان گلزار مورد توجه اكثر معلمان قرار گرفت و پدرش در هر فرصت در تعریف از این پسر چشم سیاه تند می گفت : "او سید حسینی است".پس از اتمام تحصیلات ابتدایی به همراه برادرش به اصفهان رفت ودرآنجا ضمن ادامه تحصیل در روزنامه باختر كه متعلق به برادرش بود شروع به فعالیت نمودو گوشه هایی از هوش و استعداد خویش را به نمایش گذاشت و تا به آنجا پیش رفت كه مورد تشویق كسانی چون ملك الشعرای بهار، حسام دولت آبادی و دبیر اعظم بهرامی قرار گرفت و سرانجام نیز با معرفی نامه آنان در روزنامه ستاره در تهران مشغول به كار شد.شبها در دفتر روزنامه می خوابید و با در آمد آن امرار معاش می كرد و هنوز بیست ساله نشده بود كه عملا" سردبیر روزنامه شدو مورد توجه همه حتی مسئولان سانسور شهربانی قرار گرفت وهمگی اذعان می كردند كه وی به زودی نویسنده چیره دستی خواهد شد .

وی پس از مدتی به تقاضای مصرانه برادرش به اصفهان بازگشت و اداره روزنامه باختر را به عهده گرفت و در مقاله ای نمایندگان مجلس رضاشاهی را تلویحا"عروسك های خیمه شب بازی نامید و با توجه به سابقه شهربانی از او به زندان افتاد و مدتی هم با  افراد شرور و خطرناك هم بند شد تا آنكه پس از شهریور 1320 همه زندانیان سیاسی از جمله حسین فاطمی از زندان آزاد شدند و او به تهران آمده و روزنامه باختر را مستقلا" در تهران راه اندازی نمود ودر اولین سر مقاله باخترعهد خویش را برای استقلال و آزادی ایران به همه نشان داد :

(یكشنبه 14 تیرماه1321اولین سرمقاله باخترباعنوان(( خدا-ایران-آزادی)) به قلم حسین فاطمی):

بالاخره باید برویم  به نزد پدران. می شود با روی سیاه رفت؟ مائیم و آیندگان! ، با خفت و خواری می توان در گور خفت؟ نه... این امر محال است...در راه انجام مقصود فداكاری می كنیم جانبازی می كنیم –و تا لب پرتگاه می رویم ولی مردانه می كوشیم...

اولین رودر رویی مستقیم وی با رژیم هنگامی رخ داد كه سهیلی در صدد محدود ساختن مطبوعات برآمد و او به تنهایی در برابر رژیم ایستاد و او را شاه سلطان حسین نامید و در 26 خرداد 1332 سرمقاله ای با عنوان ))یا مرگ یا زندگی((چنین نوشت

پیش از هرف چیز باید بداند مرگی كه می پذیرد حتما" قرین شرف و افتخار باشد همینطور است آن زندگی كه قبول می كند ودر پناه آن دقایق ایام را سپری می سازد با سرافرازی و شرف توام باشد...برخیز بیدار شو!  این خواب طولانی ، افتخار را از دست تو گرفت ، تو مفتخر دنیا بودی...  حیف از این نژاد كه سرور و سالار دنیا بوده منقرض شود ...

او در این مدت قلم را نه با دربار ونه با هیچ حزبی دیگری به معامله نگذاشت . پس از اتمام جنگ جهانی دوم به توصیه عده ای از بزرگان كه استعداد سرشار وی را مشاهده نموده  بودند بین اعضای هیاتئ كه به پاریس اعزام می شد قرار گرفت و در آنجا با سختی و تنگدستی مشغول به تحصیل در رشته حقوق شد اما ارتباطش را با ایران قطع نكرد و همچنان مقالاتش را برای وطن می فرستاد و روزنامه های چاپ ایران را نیز دریافت می نمود. مهیج ترین مقالات وی در باره مساله آذربایجان نوشته شد. سرانجام پس از 3سال و چند ماه(از 1323 تا اواسط 1327 ) با رتبه عالی دكترای حقوق خود را با تز وضعیت كار در ایران از دانشگاه پاریس اخذ نمود و علاوه بر آن دیپلم مدرسه هوت اتود انترناسیونال را به ضمیمه دیپلم روزنامه نگاری كسب نمود . در این هنگام دوست بسیار عزیز وهمكار مطبوعاتیش محمد مسعود سردبیر مرد امروز ترور شد و این مساله موجب ناراحتی بسیار زیاد او شد.

پس از بازگشت به ایران مورد استقبال گسترده قرار گرفت اما فقط به دنبال همراهی با مصدق رفت وپس از مدتی امتیاز روزنامه پرمعنای باخترامروز به نام او صادر شد. در هشتم مرداد ماه 1328 اولین سرمقاله باختر امروز با عنوان یا مرگ یا آزادی به قلم دكتر فاطمی منتشر شد و بخش هایی از آن چنین بود:

باختر امروز با همان تهور دیروز ((باختر)) با همان جسارت و بی پروایی از مصالح علف خورها و با پرهنه ها دفاع خواهد كرد...

اما بیش از چند شماره از انتشار آن نگذشته بود كه در 12 مرداد 1328 مقاله ای تحت عنوان این دزدها بازهم سواری می خواهند كار آن را به توقیف كشاند.

تشكیل جبهه ملی به پیشنهاد دكتر فاطمی

این هنگام مصادف بود با اتمام مجلس پانزدهم و بازگشت دكتر مصدق به صحنه مبارزه و بزرگترین مشكل آزاد نبودن انتخابات بود كه با مداخله شاه و ارتش در انتخابات صورت می گرفت ونیز قرارداد ننگین گس- گلشائیان در مجلس بود كه نامه دكتر مصدق خطاب به برخی نمایندگان وحملات شدید باخترامروزتا حدی آن را متوقف كرده بود و همه منتظر نتیجه مجلس شانزدهم بودند.

دكتر مصدق در این باره در خاطرات خود می گوید:در انتخابات دوره شانزدهم تقنینیه كه باز دولت در همه جا دخالت می نمود شادروان دكتر حسین فاطمی با من مذاكره نمود كه برای آزادی انتخابات فكری بكنیم و بعد همان نماینده مخالف با قرارداد آمد و گفت اگر شما در انتخابات دخالت نكنید از نمایندگان مجلس پانزدهم و مخالف قرارداد حتی یك نفر هم وارد مجلس نخواهد شد. فاطمی همچنین همكاری برخی مدیران جرائد را نیز جلب كرد.

و به این ترتیب دكتر مصدق برای آزادی انتخابات وارد میدان می شود.و طی بیانیه ای از مردم می خواهد كه او و یارانش را تنها نگذارند...و در روز 22 مهرماه در دربار تحصن كنند.

صبح روز جمعه 22 مهر ماه 1328 مردم دسته دسته در اعتراض به تقلب در انتخابات  به دنبال دكتر مصدق و دكتر فاطمی و برخی دیگر از یاران آنان درخیابان كاخ اجتماع می كنند و20 نفر به نمایندگی ازآنان ازجمله دكترمصدق ودكتر فاطمی در دربار متحصن می شوند و حتی دست به اعتصاب غذا می زنند اما سرانجام بدون نتیجه تحصن را رها می كنندو مصدق با دلگیری به احمد آباد تبعید می گردد ولی در همین هنگام اعلامیه دكتر فاطمی كه در آن دربار و هیات حاكمه محكوم شناخته می شوند و انتخابات (دوره شانزدهم) غیر قانونی اعلام می گردد به مصدق جان تازه ای  بخشید.

در این هنگام مصدق كه در تبعید احمد آباد به سر می برد متحصنین دربار را به احمد آباد دعوت نمود و دكتر فاطمی ضمن نطقی چنین اظهار داشت:

اكنون كه فوائد كاردسته جمعی برعموم رفقا روشن گردید وقدرت نفوذ واتحاد و وحدت بر همه معلوم گردید،چه خوب است این عده برای انجام كارهای مهم سیاسی و مملكتی دست به دست هم داده به نام(( جبهه ملی))تحت نظم و دیسیپلین خاصی شروع به مبارزات برای پیشبرد اهداف مختلف نمائیم.

از آن پس دكتر فاطمی سرپرست كمیسیون تبلیغات جبهه ملی شد و باختر امروز به عنوان (( ارگان جبهه ملی ایران ))به فعالیتش ادامه داد.

در اولین مقاله پس از تشكیل جبهه ملی دكتر فاطمی می نویسد:...مبارزین راه آزادی جبهه ملی را تشكیل دادند...دكتر مصدق پیشوای بزرگ ملی ایران كه نیم قرن تمام در راه منافع مردم محروم این كشور مبارزه كرده است اكنون بیش از پیش خودش را در اختیار ملت گذارده است...این جبهه پرچمدار آزادی و طرفدار قانون اساسی و دشمن زورگویی و دزدی و رشوه خواری است مساعی این جبهه در این راه به كار خواهد رفت كه قیافه مسخ دموكراسی كاغذی دروغین فعلی را به صورت واقعی بیرون آورد...من اقرار می كنم كه هیچ وقت به لذت امروز مقاله ننوشته ام امروز مانند عاشقی كه پس از سالهای مفارقت و هجران به وصل معشوق خود رسیده است در عین شوق و شعف این سطور را به پایان می برم...

دكتر فاطمی همچنین مورد توجه اشرف خواهر شاه قرار گرفت او صیاد جوانانی بود كه در ناحیه شان ذوق و استعدادی می دید، اشرف اصرار داشت كه دكتر فاطمی در حلقه یاران او در آید و در این راه حاضر بود هر امكانی را در اختیارش بگذارد و این برای كسی كه تازه می خواست وارد زندگی جدی سیاسی شود بهترین موقعیت بود و پیش از دكتر فاطمی بسیاری در این دام افتاده بودند اما دكتر فاطمی در معامله با خود و روزگار نام نیك را برگزید.او پس از تشكیل جبهه ملی تمام تلاش خود را بر سرشكل گیری جبهه ملی گذاشت و پس از آن كه انتخابات دوره شانزدهم تهران به دلیل رسوایی بیش از حد باطل اعلام شد به عنوان یكی از نمایندگان جبهه ملی به به همراه دكتر مصدق كه رای اول تهران را به خود اختصاص داده بود وارد مجلس شد و مبارزه افتخار آمیز خود را پشت سر پیشوا و مرادش دكتر مصدق آغاز كرد در حقیقت دكتر فاطمی موتور لوكوموتیوی بود كه مصدق نحیف و پیر را در صدر نشانده بود و پیش می رفت و مردم به درستی تشخیص   دادند كه صدای مصدق كه از لابلای  سطور باختر امروز به گوش  می رسد تنها كسی است  كه در مقابل ایجاد یك  دیكتاتوری  تازه  می ایستد

وبه این ترتیب مبارزه مصدق و یارانش كه از آن بوی نفت به مشام می رسید آغاز شد و آنان مخالفت خود را با قرارداد گس-گلشائیان كه دولت انگلیس را تا سال 1993 در غارت منابع ایران آسوده خاطر می ساخت آغاز نمودند و این در حالی بود كه شاه به انگلیسیها قول داده بودكه كه با گرفتن اختیار انحلال مجلسین خواهد توانست لایحه نفت گس- گلشائیان را از تصویب بگذراندوچون حسین علاء كاری از پیش نبرد با فشار اربابان خارجی تیمسار رزم آرا بر سر كار آمد تا با فشار و دیكتاتوری منافع اربابان خارجی را تامین نمایدو او خود نیز رویاهای بزرگی در سر داشت.

مصدق و یارانش قاطعانه در برابر رزم آرا ایستادند و عملا كار او رامتوقف كردندو رزم آرا سرانجام صبحی زود به تنهایی به منزل دكتر فاطمی رفت تا شاید او را نیز مانند بسیاری دیگر با وعده و وعید و یا سخن گفتن ا ز اصلاحات بفریبد اما دكتر فاطمی باز هم دكتر فاطمی ماند وفریب نخورد و تا آنجا پیش رفت كه رزم آرا دستور توقیف او را صادر كرد اما دكتر فاطمی از آن كه بود عزیز تر شد و با اعتصاب دانشجویان سرانجام آزاد شد.

در بهار 1329و در اوج این مبارزات مصدق سخن دكتر فاطمی را كه می گفت برای این كارها وقت ندارم را نشنیده گرفت و او را كه بیش از سی سال داشت بر سر سفره عقد نشاند،عروس پریوش دختر 22 ساله سرهنگ سطوتی بود، 
سال بعد خدا فرزندی به او عطا نمود كه او را علی نام نهاد.

معاونت پرورشی و تربیت بدنی شهید چمران نایین

www.ostadnaser.ir

طرح ملی شدن صنعت نفت

در این زمان كه بحث برسرلایحه نفت طولانی شد وكار كم كم به بن بست می رسید دكتر فاطمی پیشنهادی را ابتدا با مصدق و سپس به اشاره او در جمع نمایندگان جبهه ملی مطرح نمود كه نه تنها در ایران بلكه در تمام دنیا به روزگار خود انفجاری بس عظیم آفرید و آن عبارت بود از پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر كشور كه مورد موافقت اكثریت نمایندگان جبهه ملی قرار گرفت.و به دنبال آن مصدق و یارانش مورد شدیدترین حملات قرار گرفتند.روزی در دربار، شاه به دكتر فاطمی می گوید: مملكت را به كجا می خواهید بكشید ؟مگر می شود نفت را ملی كرد؟انگلیسی ها عشایر را تحریك خواهند كرد و یك پارچه ایران را به آتش می كشند و دكتر فاطمی  در جواب پادشاه ترسو داستان خواجه نصیر و خلیفه عباسی را نقل می كند كه او را لای نمد گذاشتند تا جان داد وگفتند اگر دیدیم آسمان به زمین می آید او را رها می كنیم والا لای نمد جان می دهد...به هر روی هیچ یك از این اقدامات در اراده آهنین آنان هیچ تاثیری ننهاد و باختر امروز پیشرو و سردمدار مبارزه بود. دكتر فاطمی در این زمان دوستان بسیاری نیز پیدا كرده بود و حتی با اطلاع جبهه ملی به دربار نیز راه داشت و با شاه ارتباط داشت و آنان سرانجام موفق شدند قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسر كشور را به تصویب برسانند  و رزم آرا نیز هرچه تلاش كرد كاری از پیش نبرد و آنان به این ترتیب نام نیك خود را برای همیشه  تاریخ ایران ثبت نمودند.پس از ترور رزم آرا مدت كمی علا نخست وزیر شد و چون كاری از پیش نبرد استعفا داد و هرچه شاه از او خواهش كرد تا باقی بماند نپذیرفت و در این هنگام وحشت در اردوی ملیون افتاد ، سخن از كودتایی نظامی بود...دكتر فاطمی سرمقاله باختر امروز را نوشت و سپس به نوشتن وصیت نامه خود پرداخت . برنامه آن بود كه به مصدق پیشنهاد نخست وزیری شود و چون او نپذیرد مجلس به سید ضیاالدین ابراز تمایل كند اما مصدق كه از این مساله آگاه شده بود بر خلاف همیشه پذیرفت اما آن را منوط به تصویب لایحه 9 ماده ای برای ملی كردن صنعت نفت و خلع ید نمود.پس از نخست وزیری مصدق روز عمل فرا رسید و آنان كه به دنبال مال و مقام به جبهه ملی آمده بودند سخت برآشفتند تا آنجا كه می خواستند جبهه ملی را منحل كنند و یا مصدق را از آن كنار بگذارند و این فقط دكتر فاطمی بود كه با از خود گذشتگی و تلاش فراوان مانع از طرح آن دو نكته و نفاق بیشتر در جبهه ملی شد و در باختر امروز نوشت اگر ملی شدن صنعت نفت نبود كابینه طور دیگری تشكیل می شد.دكتر فاطمی در تاریخ 30 اردیبهشت 1320به سمت معاون پارلمانی نخست وزیر  و سخنگوی دولت منصوب شد وسعی فراوانی هم در آن داشت كه شاه را با ملت همراه سازد به امید آن كه استقلال و دموكراسی در ایران بر طبق قانون اساسی و همانند كشورهایی مشروطه همچون انگلیس،هلند،اسپانیا و... تامین شود اما به زودی متوجه شد كه شاه جوان برای فروش مملكت به بیگانگان از پدر خود پیشی می گیرد.

دكتر فاطمی وزیر امور خارجه می شود

در مهر ماه 1331 كه كارشكنی انگلیس در ایران به اوج خود رسیده بود و وزیر امور خارجه که به علت عواقب بعدی حاضر به قطع رابطه با انگلیس نبود سرانجام استعفا داد و دراین هنگام دكتر فاطمی وزیر امور خارجه و سخنگوی دولت شد و با قاطعیت تمام در 19 مهر 1331 سفارتخانه انگلیس را تعطیل وجاسوسان آن را اخراج نمود و كینه شدیدی را در دل انگلیسی ها ایجاد نمود.در یكی از مقالات او كه بیانگر نظر او نسبت به استعمار است چنین میخوانیم: .
..ملتی كه  روزی پرچم دار علم و فرهنگ و صنعت جهان بود...ملتی كه راست بود ،دوست بود،شعارش پندار نیك،گفتار نیك و كردار نیك بود یك چنین ملتی را یكصد سال استعمار كوشید خرد كند...دكتر فاطمی به راستی همه وجود خود را وقف ایران نمود و تلاش بسیار فراوانی در جهت التیام روابط مصدق – كاشانی و قوام جبهه ملی نمود و حتی در مواردی نزد كاشانی ،مكی و بقایی به گریه افتاد و تا حدی هم در ابتدا موفق بود اما سرانجام آنچه نباید می شد ،شد و این هنگام مصادف با تحریم نفتی ایران بود.

نظریه اقتصاد بدون نفت

دكتر فاطمی كه خود مبتكر نظریه اقتصاد بدون نفت برای ایران بود درباره حل و فصل دعوای نفت،عقیده داشت كه یافتن یك راه حل دوستانه برای این مساله در آینده نزدیك امكان پذیر نبوده و ایران ناگذیر است تعطیل شدن نامحدود صنعت نفت خود را بپذیرد ومملكت ما ، قرنها بدون نفت زندگی كرده است.اگر این بهایی است كه باید برای حفظ حیثیت و تمامیت ما پرداخت گردد بگذار چنین شود.دكتر فاطمی در ضمن معتقد بود باید بسیاری از مخالفان حكومت را از میان برداشت تا ایران بتواند از یك كشور متكی بر تك محصولی نفت تحول یابد... لازم به ذكر است كه در دوران كوتاه حكومت ملی دكتر مصدق گام های بلندی در این راه برداشته شد واگر یك سال دیگر دولت دكتر مصدق بر سر كار بود ایران از صادرات نفت بی نیاز می شد و قابل توجه این كه صرفا" در 3 سال نخست وزیری دكتر مصدق ایران دارای تراز بازرگانی مثبت بوده است و این در حالی بوده است كه ایران نفت را هم صادر نمی كرده است و در سالهای بعد و تا به امروز با وجود صادرات نفت تراز بازرگانی ایران منفی بوده وهست.

دریافت نشان درجه یك همایون

پس ازتوطئه نهم اسفند وقصد شاه برای قتل مصدق وبه تبع آن تیرگی شدید روابط شاه و مصدق شاه تلاش فراوانی در جهت جذب دكتر فاطمی به خود نمود و در این راستا بالاترین نشان سلطنتی ایران(نشان درجه یك همایون) را به دكتر فاطمی اهدا نمود و شاه و وزیر دربار هم به او قول داند كه پس از مصدق می تواند بر روی بالاترین مقام حساب كند ونیز تلاشهای فراوانی از طرف از طرف آیت ا... كاشانی و مكی وبقایی برای جذب او صورت گرفت اما سید دمی از مراد خود دكتر مصدق جدا نشد . دكتر فاطمی با شجاعت تمام در برابر شاه و هر دشمن دیگری می ایستاد ودر این زمان به شاه گفته بود (( اینها كه به  شما نصیحت می دهند با نهضت مردم جنگ كنید چه كسانی هستند؟ مگر شما چه بدی از این ملت دیده اید كه در صف اول مخالفین قرار می گیرید ...))مصدق به دلیل علاقه فراوان به دكتر فاطمی اورا پسرسوم خود می دانست...پس از روزهای وحشتناك 9 اسفند و قتل شهید افشار طوس رئیس شهربانی كل كشور، دکتر فاطمی دمی از مراد خود جدا نشد اما پس از این مسائل معتقد بود كه باید با دربار برخوردی انقلابی داشت اما مصدق كه هفتاد سال قدمی بر خلاف قانون ننهاده بود و با قانون نیز به اكثر خواسته های خود رسیده بود زیر بار نمی رفت.

ترور دكتر فاطمی توسط فدائیان اسلام

در بهمن ماه 1330 انتخابات مجلس هفدهم برگزارشد و دكتر فاطمی به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب شد اما در 25 بهمن 1330 در حالی كه بر  مزار روزنامه نگار شهید محمد مسعود مشغول سخنرانی  و گرامیداشت یاد و خاطره این روزنامه نگار شجاع بود ناگهان صدای گلوله ای سخنان او را قطع نمودو او را نقش بر زمین نمود.ضارب جوانی16 ساله و عضو گروه فدائیان اسلام به نام محمد مهدی عبد خدایی بود كه سریعا" دستگیر شد.چند تن از نزدیكان دكتر فاطمی از جمله محمد علی سفری او را سریع به بیمارستان منتقل می كنند . دكتر فاطمی در ماشین با لبخندی به اطرافیانش می گوید دیدید بالاخره انگلیسیها مرا كشتند... و كمی بعد می گوید :چه زنده بمانم و چه نمانم تقاضای من این است كه باختر امروز به همین سبك و روش و شیوه انتشار یابد .نگذارید این چراغ را كه به خون دل روشن نگه داشته ام خاموش شود...دكتر فاطمی در بیمارستان نیز مورد سو’ قصد قرار می گیرد كه با هوشیاری اطرافیان خطر رفع می شود اما آثار این گلوله حتی پس ازمراجعه به آلمان وعمل جراحی درآنجا نیز باقی مانده وتا آخرعمركوتاهش اورا آزارمی دهد...جالب توجه آنكه در همان شب رادیو بی بی سی اعلام می دارد كه قاتل دستگیر شده است...البته برخی از اعضای فدائیان اسلام از جمله خلیل طهماسبی و نیز آیت ا... كاشانی از این عمل ابراز انزجار می نمایند و پدر ضارب نیز در مصاحبه ای از عمل فرزندش ابراز انزجار می نماید و اعلام می نماید كه فرزندش پس از 4 كلاس درس به علت ناسازگاری با خانواده عازم تهران شده و به شاگردی در مغازه ای مشغول گشته است.لازم به ذكر است كه ضارب اكنون زنده و بازمانده فدائیان اسلام است وبا لقب استاد و محقق خوانده می شود.

سخن آقای عبد خدایی در 72سالکی درمورد دکتر فاطمی 

«خوشحالم كه فاطمی به دست من کشته نشد تا با عزت بمیرد »    به نقل از سایت یزد فردا

http://www.yazdfarda.com/news/1391/04/13699.html

كشته شدن در راه نجات یك ملت بزرگترین افتخار است

بخشهایی از اولین سر مقاله دكتر فاطمی برای باختر امروز پس از ترور این گونه بود(( كشته شدن در راه نجات یك ملت بزرگترین افتخار است...تنها آتش مقدسی كه باید در كانون سینه هر جوان ایرانی همیشه زبانه بكشد این آرزو و ایده آل بزرگ و پاك است كه جان خود را در راه رهایی جامعه و نجات ملت خود از چنگال فقر و بدبختی و ظلم و جور بگذارد...این گلوله اینتلیجنت سرویس به پایداری و استقامت من صد چندان افزود و مرا در راه خدمت به میهن عزیزم سرسخت تر و آهنین تر و فداكار تر نمود...دكتر فاطمی اعتبارنامه مجلس هفدهم را در فروردین ماه 1331 در بیمارستان دریافت نمود و در 19 خرداد 1331 برای استیفای حقوق ملت به همراه هیات ایرانی عازم لاهه هلند شد و در 26 خرداد 1331 از آنجا برای عمل جراحی به آلمان رفت وسرانجام در مردادماه 1331 درحالی كه چندین سالی پیر شده بود به ایران بازگشت و به وظایف نمایندگی اش مشغول شد. اما از آثار آن گلوله تا پایان عمر كوتاهش رنج می برد و گاه دچار دردهای شدید در ناحیه شكم می شد اما همیشه می گفت كه این رنج ها در مقابل رنج هایی كه پیشوای آزادی یعنی دكتر محمد مصدق به خاطر منافع ایران كشیده است هیچ می باشد. دكتر ها در این هنگام به او توصیه كرده بودند كه روزی بیشتر از دو ساعت كار نكند اما او با جدیت تمام فعالیت هایش را ادامه می داد.

شهید سرتیپ افشار طوس:

لازم به ذكر است كه شهید سرتیپ محمود افشار طوس در  اواسط دولت دكتر مصدق به همراه جمعی از افسران درستكار سازمان افسران ناسیونالیست را بنا نهاد. آنان تلاش داشتند به مصدق كمك كنند تا افراد فاسد و نالایق را از ارتش كنار بگذارند و ارتش را طبق قانون تحت فرماندهی نخست وزیردر آورند تا از این طریق دموكراسی در كشور نهادینه شود. سرتیپ افشارطوس  نسبت فامیلی نه چندان نزدیكی هم با دكتر مصدق داشت و افسری بسیار لایق و وفادارو درستكاربود. او در مقام ریاست شهربانی دولت ملی خدمات  گرانبهایی انجام داد.و با وجود اوشكست مصدق بسیار مشكل به نظر می آمد كما اینكه كه با جان فشانی توطئه نهم اسفند راخنثی كرده بود و هنگامی كه بنا به دستور صریح مصدق قاطعانه قصد تصفیه شهربانی را ازعوامل آمریكا داشت در توطئه ای  كه توسط اینتلیجنت سرویس انگلیس طراحی شده بود ربوده شد و اصلاحات در  شهربانی كشور متوقف شد.البته قتل او در برنامه  نبود.او در31 فروردین 1332  ساعت 9 بعد ازظهربه منزل خطیبی رفت وتوسط افرادی ازدار ودسته بقایی و برادران رشید یان(سیف اله-اسداله-قدرت اله)وافسرانی از قبیل مزینی ،منزه، بایند ر،زاهدی و... ربوده شد و پس از آنكه 48 ساعت گرسنه نگاه داشته شد بنا به دستور بقایی توسط افسر فاسدی به نام بلوچ قرایی به طرزفجیعی به قتل رسید. در6 اردیبهشت با تلاش بسیار زیاد جنازه او درغار تلو در تپه های لشكرك در شمال تهران پیدا شد. پیكراوپس ازتشییع جنازه ای كه با حضور گسترده مردم توام بود در بیمارستان شهدای تجریش تهران به خاك سپرده شد. قتل افشار طوس كه درباردر پشت پرده آن پنهان بود به راستی كمر دولت ملی را شكست.افشار طوس در زمان رضاخان رئیس املاك سلطنتی بود وگرچه مانند سایرین به دزدی نپرداخت اما به دلیل نوع كار نام نیكی هم از آن زمان به  یادگار نبرد .او چند ماه صادقانه در خدمت نهضت ملی بود اماهمین چند ماه برای قرار گرفتن نام شهید درجلواسم اوكافی بود و نام او به نیكی درتاریخ ثبت شد و قاتلان او كه امروز نیزاكثرا" مرده اند ذره ای از منزلت او رانیافتند.آنان اگرچه دردادگاه دستوری پس از كودتا تبرئه شد ند اما جز بد نامی نصیبی نبردند. تاریخ تمام زندگی افشار طوس را منحصر به همین چند ماه كرد و تمام گذشته های اورا نادیده گرفت.چنین است سرنوشت انسانها كه سرانجام روزی از این جهان در میگذرند،قضاوت تاریخ حتی در مورد آنان كه در نیمه راه عمردر می گذرند یكسان نیست واین بستگی تمام دارد به آن كه انسان در فرصت های كوتاهی كه نصیب می برد در كجا قرارگیرد.پس از انقلاب بقایی عامل اصلی این جنایت تا زمان مرگ در زندان ماند و مزینی هم اعدام شد.

كودتا

 سرانجام آنچه  انتظارش می رفت رخ داد  وشب 24 مرداد دكتر فاطمی كه تازه به منزل آمده بود ناگهان با هجوم وحشیانه ماموران دست چین شده به منزلش روبرو شد آنها او را با خود بردند و با همسر و بچه خردسالش نیز شدیدا" بدرفتاری كردند . قرار بود صبح فردا مصدق ،فاطمی و ریاحی اعدام شوند.هنگامی كه او را به سمت توقیفگاه می بردند با آرامش این شعر را زمزمه می كرد :

                      چو تیره شود مرد را روزگار            همه آن كـــند كـــش نیاید بكار

دكتر فاطمی پس از شكست كودتای اول و مراجعه به منزلش و اطلاع از بدرفتاری های شدید ماموران با همسر و فرزندش شدیدا" خشمناك شد و علنا" به دربار بد وبیراه می گفت و در این هنگام از مصدق می خواست تا او را وزیر دفاع كند تا قاطعانه با دشمنان برخورد كند و از تمام سفیران ایران خواست تا نه تنها به استقبال شاه كه از كشور گریخته بود نروند  بلكه او را به كشور بازگردانند... و به مصدق می گفت كه این بهترین فرصت است و باید جمهوری اعلام شود اما مصدق كه می دید همه چیز با آرامش به نفع او خاتمه یافته است او را دعوت به آرامش ومیانه روی می كرد. 

دكتر فاطمی در 26 مرداد در میتینگی درمیدان  بهارستان شدید ترین حملات را به دربار نمود و خواهان برچیده شدن بساط ننگین پهلوی شد و مردم نیز كه در راس آنها جهان پهلوان تختی بود مجسمه های شاه را از جای كندندو دكتر فاطمی هم در سرمقاله های باختر امروز شدیدا" به دربار حمله می كرد و به مردم وعده می داد كه حكومت آینده فقط با نظر مردم عمل می كند.

دستگیری

رژیم همه جا به شدت به دنبال دكتر فاطمی می گشت و سرانجام سروان جلیلوند كه همان روز به درجه سرگردی رسید به رئیس شهربانی گزارش داد كه مرد مشكوكی در خانه روبری خانه خواهرش زندگی می كند و شاید افسر توده ای باشد . سرگرد مولوی زنگ منزل را به صدا در آورد و دكتر فاطمی كه منتظر دكتر محسنی بود در را باز كرد و با سرگرد مولوی روبرو شد.دكتر محسنی و همسرش كه از سر كوچه شاهد ماجرا بودند دو دستی بر سرشان می كوبند و از آنجا فرار كرده و به خارج از كشور می روند. مولوی ابتدا با قساوت تمام با هفت تیر بر سر دكتر فاطمی می كوبد و با همان لباس منزل او را به نزد نصیری می برد.نصیری ابتدا به دكتر فاطمی بد دهنی می كند و دكتر فاطمی در جواب می گوید ما برای مملكت به جز خدمت كاری نكرده ایم،آینده این را به شما اثبات می كند و در جواب ناسزای نصیری می گوید تیمسار شما مودب تر صحبت كنید و نصیری در جواب چنان با مشت به صورت دكتر فاطمی  می كوبد كه تمام صورت ولباس دكتر فاطمی  پر خون می شود ودماغ او می شكند.مولوی كه همان روز سرهنگ می شود، در آن روز فحش ها از بختیار می خورد كه چرا دكتر فاطمی را زنده آورده است و اشرف نیز كه چون ماده ببری خشمگین است مصرانه از بختیار می خواهد كه سریعتر او را به قتل برساند در دفتر تیمور بختیار او اسلحه اش را به سمت سر دكتر فاطمی نشانه می رود و سپس به سقف شلیك می كند كه موجب وحشت شدید دكتر فاطمی می شود.

زندگانی دکتر حسین فاطمی  | عکس و تصاویر | www.Tarikhema.ir

ادامه در مشاهیر نایین 2

معاونت پرورشی و تربیت بدنی شهید چمران نایین

www.ostadnaser.ir





نوع مطلب :
برچسب ها : مراسی دکتر طبا، دبیرستان شهید چمران نایین، واحد مقاومت شهید چمران، ostadnaser، خلیل صارمی نایینی «ناصر»،
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ






برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ستاد بازسازی عتبات عالیات نایین